تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى

434

تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )

اين است كه آنها در عقل هم قابليت تقسيم ندارند و فرق بين قسمت وهمى و عقلى اين است كه تقسيم وهمى در جزئيات است ، مثلًا وهم ماده و موضوع مخصوص را تقسيم مىكند ، ولى عقل با مادهء خاصى كار ندارد و اصل بُعد خالى از ماده را در نظر گرفته و آن را تقسيم مىنمايد ؛ چنان كه حكما به قسمت عقلى الى غير النهاية قائل شده‌اند . توضيحى پيرامون تقسيم وهمى صاحب كتاب بعد از ذكر اين مطالب ، به ريزه‌كاريهاى مطلب پرداخته و مىگويد : گاهى قسمتى را كه به واسطهء حامل است مقابل قسمت وهمى قرار مىدهند . ان قلت : ممكن است شخصى بعد از آنكه كارهاى مختص به قواى پنجگانه را تحت نظر قرار مىدهد سربلند كرده و اشكالى را مطرح نمايد و ما تا نسبت به قواى پنجگانه اطلاع پيدا نكنيم ، غرض از آن اشكال را درك نخواهيم كرد ، پس بايد آنها را به نحو اختصار شرح دهيم . ناگفته نماند : ما بالبداهه صور جزئيه - مثل محسوسات مرئيه - را درك مىكنيم و همچنين معانى جزئيه مثل صداقت فلان دوست و عداوت فلان دشمن را درك مىكنيم ، پس اينها دو قسم از ادراك هستند . و همچنين صورت جزئيه‌اى را كه قبلًا بالبداهه ديده‌ايم اگر بعد از چند ماه دوباره آن را ببينيم ، مىشناسيم كه آن همان صورت است و نسبت به معانى جزئيه نيز چنين است . مثلًا صداقتى كه از دوستى ديده‌ايم اگر بعد از چند ماه ديگر محبتى از او ببينيم مىشناسيم كه اين همان محبتى است كه قبلًا از او درك كرده‌ايم ، پس اينها دو قسم ديگر از ادراك مىباشند . يك درك ديگرى هم داريم و آن اين است كه ما بعد از درك صور و معانى ائتلاف صورتى را با صفاتى درك مىكنيم ، مثلًا مىبينيم مناسب با محبت فلان دوست ، فلان خدمت است . پس ما پنج گونه درك داريم .